Open menu


چرا کسی میانجی نشد ؟
 قسمت سوم
جنگ ایران و عراق، که هشت سال به طول انجامید، یکی از فاجعه‌بارترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران بود. این جنگ با تصمیمات نادرست و جاه‌طلبی‌های خمینی، آغاز شد و فرصت‌های متعددی برای جلوگیری از آن یا پایان دادن به آن نادیده گرفته شد. خمینی از همان آغاز نه‌تنها به هشدارها و تلاش‌های میانجیگری بی‌توجهی کرد، بلکه با اصرار بر ادامه جنگ، مسیرهای صلح و سازش را مسدود ساخت.
در دوران پیش از جنگ، بسیاری از احزاب و شخصیت‌های داخلی از جمله سازمان مجاهدین خلق، بارها به وقوع جنگ هشدار دادند. این سازمان، با تشخیص درست تحولات سیاسی و خطر جنگ، تلاش کرد از طریق میانجیگری رهبران بین‌المللی مانند یاسر عرفات، از وقوع این فاجعه جلوگیری کند. حتی صدام حسین، رهبر عراق، در اولین ماه‌های پس از انقلاب اسلامی، به نشانه حسن نیت نمایندگانی را برای مذاکره به ایران فرستاد. اما خمینی با خودبزرگ‌بینی و اصرار بر دیدگاه‌های ارتجاعی و صدور انقلاب اسلامی، همه تلاش‌ها را رد کرد.
تلاش‌های شخصیت‌های برجسته‌ای مانند یاسر عرفات و پیشنهادهای میانجیگری کشورهای مختلف نیز با مخالفت قاطع خمینی مواجه شد. او معتقد بود که این جنگ فرصتی برای تثبیت انقلاب اسلامی و نمایش قدرت جمهوری اسلامی است. خمینی، برخلاف دیدگاه‌های رایج دیپلماتیک و عرف بین‌المللی، بر ادامه جنگ پافشاری کرد و مانع از هرگونه تلاش برای پایان دادن به مخاصمات شد.
نکته قابل توجه این است که جنگ ایران و عراق نه‌تنها اجتناب‌پذیر بود، بلکه در صورت اتخاذ تدابیر دیپلماتیک مناسب، می‌توانست از ابتدا رخ ندهد. در خاطرات برخی از شخصیت‌های سیاسی آن دوره، از جمله حسینعلی منتظری و ابوالحسن بنی‌صدر، به وضوح آمده است که با اندکی تفاهم و درایت، می‌شد از وقوع جنگ جلوگیری کرد. حتی پس از شروع جنگ نیز فرصت‌های بسیاری برای توقف درگیری‌ها وجود داشت، اما خمینی به دلیل انگیزه‌های ایدئولوژیک و جاه‌طلبی‌های شخصی، هیچ‌یک از این فرصت‌ها را نپذیرفت.
در نهایت، این جنگ خونین که با کشتار هزاران انسان بی‌گناه و تخریب گسترده کشور همراه بود، نتیجه مستقیم تصمیمات جاه طلبانه و ناکارآمد خمینی بود. این جنگ نه تنها می‌توانست با مدیریت و تدابیر دیپلماتیک مناسب متوقف شود، بلکه شاید هرگز آغاز نمی‌شد اگر سیاست‌های خارجی ایران بر پایه تعامل و تفاهم میبود وبراساس صدوربحران نبود.

رویدادهای تاریخی - جنگ ضد میهنی