مصدق : اولا راجع به سلاطین قاجار بنده عرض میکنم من از آنها مایوس هستم
زیرا آنها در این مملکت خدماتی نکردهاند که بنده بتوانم از آنها اینجا دفاع کنم.
همین سلطان احمدشاه قاجار بنده را در فارس گرفتار ۳۵۰۰ پلیس جنوب کرد.
پس از آنکه من استعفا دادم بعد از ۲۷ روز نوشت که به تصویب جناب رئیسالوزرا آقای سیدضیاالدین استعفای شما را قبول کردم
و فوری به طرف تهران حرکت کنید.
مقصودش این بود که من بیایم تهران و مرا آقای سید ضیاالدین بگیرد حبس کند.
بنده مدافع اینطور اشخاص نیستم.
اما نسبت به آقای رضا خان پهلوی
ایشان یک مقامی دارند که از من و امثال من هیچ ملاحظه ندارد.
اینهم راجع به آقای رئیسالوزرا
خوب این آقای سیدالوزرا سلطان میشوند و مقام سلطنت را اشغال میکنند.
آیا در قرن بیستم هیچکس میتواند بگوید یک مملکتی که مشروطه است پادشاهش هم مسئول است؟