پیام بهمجاهدان اشرف و یاران اشرفنشان در ایران و كشورهای مختلف جهان مسعود رجوی ـ 8آذر1387 سلام بر شما و نبرد خستگیناپذیرتان با رژیم ضدبشری، سلام بر شیرزنان قلههای رهایی و كوهمردان طریقت پایداری، با درود بهیاران و یاوران شهر شرف در ایران و كشورهای مختلف جهان، با درود بههموطنان و خانوادهها و پهلوانان و قهرمانان متحصن در واشينگتن و ژنو، و با یاد مجاهد خلق، شهید صدیق عبدالرضا رجبی
1ـ عراق موافقتنامه ادامه حضور و خروج نیروهای آمریكایی تا پایان سال2011 میلادی در مجلس عراق بهتصویب رسید. رژیم آخوندی یك كلانضربه استراتژیك دریافت كرد. بلعیدن عراق برای افعی ولایت غیرممكن شد. رؤیای ولیفقیه ارتجاع و گماشته و عمله او برای پركردن «خلأ بزرگ قدرت» پس از عقبنشینی آمریكا در عراق، بر باد رفت. ضربه مضاعف به رژیم آخوندی و عوامل آن در عراق، طرح اصلاح سیاسی بود كه مورد توافق مجلس قرار گرفت و بر اساس خبرهایی كه منتشر شده شامل نكات مهمی از قبیل اصلاحات در قانون اساسی عراق، آزادی زندانیان، بازگرداندن مهاجران و انحلال دادگاه عالی جنایی میباشد. رفرمهای سیاسی با مضمون خلع ید از رژیم آخوندی در دولت و ارتش و ارگانهای امنیتی و نهادهای قضایی و اقتصادی عراق لازمه كاهش نیروهای آمریكایی و خروج بالمآل آنها از این كشور است. 2ـ شقه و ریزش رژیم آخوندی در عراق دو روز قبل از تصویب موافقتنامه در هیأت دولت عراق، یك ائتلاف جدید بنام «دولت قانون» در رسانههای این كشور مطرح شد. این ائتلاف كه نخستوزیر عراق و همپیمانانش در محور آن قرار دارند، از ضرورت جدایی مسیر سیاسی عراق از رژیم حاكم بر ایران و عوامل آن حكایت میكند و بهآن رسمیت میبخشد. تلویزیون الجزیره در این باره گفت: «مجلس اعلا و حزبالدعوه دو ركن اصلی ائتلاف شیعی هستند كه بر عراق حكومت میكنند. جدایی آنان از یكدیگر بیانگر شكاف عظیمی است». «نگرانیهای انتخاباتی محور اختلاف بین دو طرف است. هنگامیكه مالكی شروع بهتشكیل شورای پشتیبانی در استانهای جنوبی كرد با مخالفت شدید مجلس اعلا مواجه شد. شاید اختلاف دیگر بر سر دعوت مالكی برای تقویت حاكمیت دولت مركزی از طریق اصلاح قانون اساسی است. این سمتگیریها مجلس اعلا را ناراحت میكند و فاصله بین این گروه با حزبالدعوه را بیشتر میسازد» (24آبان) . در آستانه انتخابات تعیینكننده شوراهای ادارهكننده استانها، رژیم آخوندها بر اثر انزجار و نفرت روزافزون مردم عراق بهخاطر تبهكاریها و كثرت جنایتهایش، در وضعیت ریزش و شقه سیاسی قرار گرفته است. گفته بودیم كه «شعار استراتژیكی خلع ید از رژیم ولایتفقیه در عراق به یك شعار تودهیی تبدیل شده و در تعادل قوا بهسود آلترناتیو عراقی در برابر آلترناتیو ملایان حاكم بر ایران عمل میكند». بهنحوی كه «هیچكس و مطلقاً هیچكس جز رژیم و همدستان و عوامل آن در عراق خواهان اخراج مجاهدین نیست و رژیم در این خصوص سر خود را بهسنگ میكوبد». «راهحل در عراق، خلع ید از رژیم ایران و راهحل در ایران، تغییر و سرنگونی این رژیم است» (پیام بهجوانان و نیروهای انقلاب دموكراتیك مردم ایران ـ فروردین1387) . اكنون بهروشنی میتوان دید كه از كلانضربه تا شقه و ریزش و جیغ و دادها و خط و نشان كشیدنهای رژیم، همهچیز در مسیر خلع ید و كوتاه كردن دست رژیم پیش میرود. در این مسیر تا بهامروز مسافت زیادی طی شده است. 3ـ بحران فراگیر مالی از 3ماه پیش بحران مالی بهبزرگترین تحول بینالمللی تبدیل شده است. اصطلاح سونامی و سونامی بزرگ مالی از 3ماه پیش بهاغلب رسانههای جهان راه یافته است. بهگفته كارشناسان اقتصادی، بسیاری مؤسسات بزرگ مالی در این سونامی یكباره مانند خانههای كاغذی مچاله شدند و چهبسا غولهایی كه یكی پس از دیگری فقط در عرض چند روز از دور خارج شدند. بحران با سرعت بهسراسر جهان گسترش یافت و بازارهای بینالمللی بورس را دچار ركود و وخامت بیسابقهیی كرد. وزیر دارایی آلمان گفت «پس از این بحران جهان دیگر آنی نخواهد شد که قبل از بحران بود». (پیر اشتاین بروك، سخنرانی در مجلس آلمان ـ دویچهوله 25سپتامبر 2008) . یك روزنامه فرانسوی نوشت: «توفان نوح در بازارهای مالی، منجر بهیک چرخش ایدئولوژیک با ابعاد متفاوت در همه کشورهای جهان شده است» (لیبراسیون 26سپتامبر2008) . یك روزنامه سوییسی نوشت: «جابهجاییهای پایهیی در دنیای بانکها، بزرگتر از آن و نیروهای آزاد شده از این جابهجاییها ویرانگرتر از آن هستند که بازگشت نظام مالی پیشین را ممکن سازند» (تاگس آنسایگر 18سپتامبر 2008) . نیوزویك از زیر سؤال رفتن «سیستم سرمایهداری آنگلوساكسون» خبرداد (13اكتبر 2008) . نوول آبزرواتور نوشت: «دنیای سرمایهداری با بنبست ایدئولوژیكی روبهرو شده است. وقت آن رسیده است که دنیای قدیم جای خود را بهچیز جدیدی بدهد» (5اكتبر 2008) . قدر مسلم این است كه آمریكا دیگر نخواهد توانست بهمیزان گذشته سیادت مالی و هژمونی خود را در جهان حفظ كند. طبق تجارب قرن بیستم، بحرانهای بزرگ اقتصادی بهتحولات بزرگ سیاسی راه برده است. برونرفت این قبیل بحرانهای شدید با توافقات و تقسیمهای جدید یا با جنگ صورت گرفته است. در چنین مقاطعی، بسیاری چیزهای نامتصور امكانپذیر شده و درگیریهای متعدد منطقهیی هم بهوقوع پیوسته است. از این رو سونامی بزرگ مالی، تعادل و آرایش سیاسی دنیای پس از جنگ جهانی دوم را تغییر میدهد. تردیدی نیست كه این بحران برای رژیم فرسوده حاكم بر ایران تهدیدها و پیامدهای زیادی در بر دارد. همچنانكه میتواند در مسیر آزادی و مقاومت مردم ایران كمككننده باشد و برخی موانع و بنبستها را در هم بشكند. حاكمیت ایدئولوژی پول و تجارت به رژیم آخوندها بسیار ميدان داد. باعث انسداد فضای تنفس جنبشهای آزادیبخش شد. بهمقاومت مشروع مردم ایران در برابر فاشیسم دینی هم برچسب تروریستی زد و موجب رشد تروریسم و ارتجاع در خاورمیانه گردید. اكنون ارزش سهام نامگذاری مجاهدین در بازار بورس لیستهای تروریستی كاهش مییابد. یكی از كارشناسان رژیم چند روز پیش گفت: «تأثیرات بحران مالی در ایران بسیار بیشتر از تأثیرات آن بر کشورهای غربی است». او خاطرنشان كرد «با توجه بهمنزوی بودن اقتصاد ایران، درآمد ارزی نسبت به5ماه گذشته روزانه 200میلیون دلار کاهش داشته است» و «بهطور حتم دولت دچار کسری بودجه خواهد شد که این مورد تورم را بهدنبال دارد» (سعید لیلاز ـ خبرگزاری ایلنا 3آذر) . 4ـ انتخابات آمریكا بسیاری تحلیلگران آمریكایی برآنند كه آمریكا با حمله بهعراق مرتكب یكی از بزرگترین اشتباهات استراتژیكی تاریخ خود گردید. ارتجاع حاكم بر ایران نخستین سودبرنده بود و بهحاكمیت مشترك آمریكا و این رژیم در عراق منجر گردید (واشينگتن پست ـ 26اوت 2007) . آقای اوباما بهعنوان نخستین سیاهپوستی كه در تاریخ آمریكا بهكاخ سفید راه یافته و مشخصاً در مخالفت با جنگ در عراق و با شعار «تغییر» و این كه «میتوان و باید تغییر داد» بالا آمده است، پاسخ اجتماعی و سیاسی و تاریخی آمریكا بهبحران اقتصادی و سیاسی است. او آمده است تا سیستم را رفرم و ترمیم كند. اوباما با محبوبیت اجتماعی و استقبال جهانی و اكثریت چشمگیر در كنگره و سنا در موضع قدرت قرار دارد و تا وقتی در این موقعیت است میتواند بر خلاف سلفش سیاستها و خطوط خویش را پیش ببرد. او به خط قرمز هستهیی در مورد رژیم ایران حتی همراه با گزینه نظامی البته با توافق بینالمللی یا همراه با شركای غربی، متعهد گردیده است. منافع آمریكا هم در همین است. او بهخط قرمز حفظ عراق بهمعنی واگذار نكردن آن به رژیم، متعهد گردیده است. منافع آمریكا هم در همین است.
هر دم ازاين باغ! بري مي رسد، تازه تر! از تازه تري مي رسد- مهدي ايزدي
ايرانيان نكته سنج و بذله گو وقتي مي خواهند افتضاح عملكرد فرد يا پديده يي را به بياني محترمانه ،ولي رسا و ضمناً گزنده بيان كنند و بدين صورت اعتراض خود را نيز بيان كرده باشند، از اين ضرب المثل معروف استفاده مي كنند.
اين ضرب المثل وقتي روز يكشنبه 16 نوامبر ، 26 آبان ماه، خبري از سايت بي بي سي (كه مردم ايران به حق آنرا آيت اله بي بي سي مي نامند) را با اين تيتر خواندم، به ذهنم زد: «سفر رؤساي هفت دانشگاه آمريکا به ايران». در سايت آيت الله بي بي سي آمده است: دانشگاه صنعتي شريف ميزبان رؤساي دانشگاههاي آمريکايي است رؤساي هفت دانشگاه آمريکا به دعوت دانشگاه صنعتي شريف، براي سفري پنج روزه وارد ايران شده اند. اين گروه ۱۲نفره، روز يکشنبه (16 نوامبر) با محمد مهدي زاهدي، وزير علوم ايران، ديدار کرده و به گفته خبرگزاريهاي ايراني قرار است با محمود احمدي نژاد، رئيس جمهوري ايران نيز ملاقات کنند. بي بي سي مي نويسد: «اين هيأت، يکي از انگيزه هاي سفر خود به ايران را گسترش تعامل بين دانشمندان ايران و آمريکا فارغ از مشکلاتي که دولتمردان ايجاد مي کنند، عنوان کرده اند». و بعد براي اينكه ذرهيي گرد مشكلاتي كه دولتمردان ايجاد مي كنند! به دامن گماشته حقير ولي فقيه، پاسدار احمدي نژاد ننشيند و همه اشكالات به جامعه بين المللي برگردد، يادآوري مي كند: «محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري ايران تلاش کرده تا ارتباط ميان دانشگاهيان ايران و آمريکا افزايش يابد اما هم زمان با فشارهاي بين المللي به ايران، اين ارتباطات هم کاهشي چشمگير يافته است». آيت اله بي بي سي اين جمله را علاوه بر اين كه با اشاره به اميد بربادرفته مماشاتگران يعني خاتمي كه «در صدد برقراري روابط فرهنگي و علمي با آمريکا بود و از ايجاد پل ارتباطي ميان محققين دو کشور استقبال کرد ولي با موانعي روبه رو شد»، در متن خبر يك بار ديگر به نحو ماهرانه يي تكرار كرده، يك بار هم آن را برجسته تر كرده و در كادر گذاشته است، تا اين كه به چشم بيايد و جبران برخي لگدهايي كه به ناچار به احمدي نژاد زده بكند و سرسپاري خود را به منفورترين ديكتاتور حقير و كوتوله تاريخ معاصر ايران و جهان و ولي فقيه او، نشان دهد. از سايت بي بي سي و حمايتهاي بي دريغش از حكومت ضدايران و ايراني آخوندي و مهره هاي آن كه بگذريم، با خواندن اين خبر و يادآوري ضرب المثلي كه در آغاز نوشتم، بار ديگر بوي لجنزار سياست بزدلانه مماشات و امتياز دادن به آخوندها، در مقابل مردم ايران آزارمان مي دهد. بگذريم كه آخوندهاي هار حاكم اين قبيل «سفراي مماشات» را دست به سر مي كنند و مثل همه سالهاي گذشته جوابي جز وحشيگري وگروگانگيري و باجخواهي مضاعف به آنها نمي دهند. ولي گذشته ازهمه اينها ، آيا «دانشگاهيان» نام برده با همه كبكبه و دبدبه ادعاي «تعامل بين دانشمندان ايران و آمريکا» و دلسوزي براي «قطع تبادلات علمي و فرهنگي ايران و آمريکا» هيچ خبري از ايران تحت حاكميت سركوبگر آخوندها ندارند؟ آيا آناني كه ادعاي فرهنگ و دانش مي كنند، خبري از وضعيت دانشجويان ايران كه از جمله همين چند روز پيش در دانشگاه زاهدان مورد حمله چاقو كشان قداره بند حكومتي قرار گرفته و همزمان با سفر آنها در وضعيت سختي در حال اعتصاب و تحصن هستند، ندارند. آيا خبري از اعتراضات گسترده دانشجويان قهرمان ايران كه در مقابل احمدي نژاد، تصاوير او را به آتش كشيدند و او را از دانشگاه بيرون انداختند ندارند! آيا خبري از شكنجه و ضرب و شتم جوانان ايران در خيابان شهرهاي مختلف كه همين چند روز پيش نمونه آنرا در خرم آباد ديديم ،نشنيده و نديده اند! آيا خبري از فساد مهره هاي وزارت علوم از جمله در دانشگاه زنجان و حتي خود به اصطلاح وزير علوم كابينه احمدي نژاد، و دست درازي به دختران دانشجو و اعتراض و اعتصاب گسترده دانشجويان دانشگاه زنجان را نشنيده اند! آيا خبري از خودكشي دانشجويان بر اثر فشار كميته هاي حراست دانشگاه ازجمله، دختردانشجويي كه بر اثر فشارهاي مختلف ايادي رژيم خود را از اتاق دفتر حراست دانشگاه لاهيجان در طبقه چهارم ساختمان به زير انداخت و دانشجوياني كه در دانشگاه سيستان و بلوچستان، دامغان و اصفهان و تهران و.... خودكشي كردند، ندارند. آيا خبري از قتل مشكوك دكتر زهرا بني يعقوب در بازداشتگاه ستاد موسوم به امر به معروف و نهی از منکر همدان به گوششان نخورده است. آيا خبري از خفقان و سركوبي كه رژيم آخوندها بر ايران حاكم كرده اند و تنها در يك نمونه كوچك آن همزمان با سفر آنها ، 5 ميليون سايت اينترنتي را فيلتر كرده اند ، نشنيده اند. آيا و آيا... و آيا خبر كوتاهي هم از سخنراني رئيس دانشگاه كلمبيا به هنگام سفر احمدي نژاد به سازمان ملل نشنيده اند كه وي را به خاطر عملكرد و انديشه ارتجاعي اش يك ديكتاتور حقيرخواند؟! با خبرهاي اعتراضات گسترده و هر روزه دانشجويان قهرمان در دانشگاههاي سراسر ايران كه خواستار سرنگوني اين رژيم سراپا جهل و جنايت هستند، سرتان را درد نياورم. توجيه و حمايت از سردمداران رژيمي كه بيش از 95 درصد مردم ايران خواهان سرنگوني آن هستند، با هر بهانه سخيفي قابل پذيرش نيست و جز با نفرت و انزجار مردم ايران روبه رو نخواهد شد.
به نقل از سایت همبستگی ملی
ارسال شده در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387 توسط besoyepirozi