 هابيليان, نجات و...ابزار زنگ زدة آخوندها در فازپاياني – هادي نخجيري
جنگ گرگها به طرز بي سابقه اي در حاكميت آخوندها شدت وحدت به خود گرفته است, سرمداران جهل و جنايت نظام فاسد آخوندي در وحشت بي سابقه بسر مي برند. ”گويند كه خشم و نفرت هر ملت تحت ستمي در ابعاد مختلف در ميان حاكميت مي ريزد و آنرا از درون نيز دچار شقه هاي لاعلاجي مي كند”.
اين نظام فاسد از فرداي 30 خرداد 60 مشروعيت خود را به تمام و كمال در بين خلق و نيروهاي انقلابي از دست داد, ازهمان ايام به يمن مقاومت خونبار و سرفرازي كه يك شعار را پيشه خود كرده بود ”سرنگوني كل نظام آخوندي” تضاد بين مردم و حاكميت فاسد آنان دم افزون شد, اما خميني دجال و پس مانده هاي آن از همان ابتدا با شعله ور نمودن جنگ 8 ساله, سپس با مفت خوري خاص آخوندي از جنگ كويت و تحولات ناشي از آن و سود حاصله از نفت, موقتاً از زير تيغ در رفتند. در طي اين ساليان تمام تلاش آخوندها بر اين محور متمركز بود كه شمشير سرنگوني را كه مجاهدين و مقاومت ايران بالاي سرش نگه داشته بودند, از سرخود برداشته و به يك دوران ثبات برسد. اما اين مقاومت هوشيارترو ريشه دارتر از آن بود كه از پاي درآيد. بالاخره در سرفصل تحولات جديد عراق آخوندها در معامله كثيف با مماشات گران, به خيال نابودي تمام عيار مجاهدين در پوست خود نمي گنجيدند. اما اين خيال خام بدليل وفاداري بي نظير مجاهدين به آرمانهاي آزادي خواهانه ملت ايران طولي نكشيد كه درهم شكست. بهمين دليل سيل جديدي از تلاش كثيف توأم با شارلاتانيسم آخوندي براي شيطان سازي از مجاهدين بطور خاص در عراق و عليه اشرف شروع شد. طبعاً مسئوليت اصلي اين تلاش برعهده وزارت بدنام اطلاعات آخوندي بود. انواع و اقسام سايتها, گروهها, انجمنها و... مانند انجمن نجات, هابيليان و.... اختراع كردند, چرا كه خودشان خوب مي دانند آنچنان منفور عام و خاص هستند كه نمي توانند مستقيما وارد شوند. در اين ميان تلاش يكي از شعبه هاي وزارت اطلاعات بنام ”كانون هابيليان” حقيقتا تماشايي و ضمناً عبرت آموز است. به عبارت ديگر آئينه ي ديگري از وحشت كل حاكميت آخوندي از اشرف و ماندگاري مجاهدانش را به تصوير مي كشد. مسئوليت اين كانون برعهده دژخيمي بنام هاشمي نژاد است. به دنبال شكستهاي پي درپي رژيم آخوندي از مقاومت, اين مأمور شكنجه گر و درماندة وزارت اطلاعات بالكل شاخ و شانه كشيدنهاي چند سال گذشته را پاك فراموش كرده و التيماتوم 3 ماه به 3 ماه مزدوران خود با اتيكت عراقي را نيز از ياد برده كه مجاهدين نابوده شده, باقي نمانده, اندكي نيز كه باقي مانده اند, بايد به همين زودي از عراق خارج شوند يا استرداد شوند. اين شكنجه گر وزارت اطلاعات پاك فراموش كرده كه بطور مستمر بحث استرداد و محاكمه مجاهدين در ايران را به زبانهاي رنگارنگ در اين ساليان مطرح مي كردند و حاضر نبودند يك قدم هم كوتاه بيايند. اما اين ايام در ميان بهت و ناباوري مزدوران خودشان مي گويند كه ”ما بحث استرداد مجاهدين را نداريم, اين به مجاهدين خوراك تبليغاتي مي دهد...”. اما آن سو آدمكشان قضائيه رژيم مي گويند مجاهدين بايد استرداد و محاكمه شوند, مزدوران شناخته شده آنان در عراق نيز لاينقطع پارس مي كنند كه مجاهدين بايد از عراق اخراج شوند...راستي چه اتفاقي در گلة گرگها افتاده است كه اين چنين سر به سنگ مي زنند؟ اين مزدور در يك مصاحبه با شبكه تلويزيوني سحر آخوندي به تاريخ 18 آبان 87 بطور عيان و رسوا ميگويد: ”... آمريكايي ها مي بايد يكي از مصاديق تروريسم را كه همان سازمان مجاهدين خلق بودند و درخدمت صدام بودند را از عراق بر مي چيدند اما شاهد آن بوديم كه درست قضيه بر عكس شد و.... اين پايگاه برچيده نشد...” سئوال اينست كه چرا چنين اتفاقي افتاده است؟ آخوندها كه با تمام قوا تلاش كردند, با زد و بند و بمباران, توطئه, كودتاي 17 ژوئن و...مجاهدين را نابود كنيد و هر نوع خاصه خرجي و پركردن كيسه مماشاتگران را براي همين هدف به حد اعلا رساندند. بهتر است سراغ استاد شيادشان يعني همان روباه مكار, آخوند رفسنجاني بروند كه يك زماني گفته بود ”... ما مي خواستيم از ديوار بلندتر از قدمان بالا برويم...” اين دژخيم سپس از فرط وحشت آخوندها در قبال مجاهدين و ايستادگي جانانه اشرف در مقابل آنان بطرز ابلهانه يي مي گويد ”... از سالها پيش ديگرخطري از جانب آنها (مجاهدين) براي ايران وجود ندارد و مشكل تروريسم در ايران توسط مردم كشور ما حل شده است اما اين گروهك براي اروپا مي تواند مشكلات زيادي ايجاد كند...” بنظر مي رسد ضربات پي در پي مقاومت سرفراز ملت ايران بر گيجگاه آنان بسيار كشنده و گيج كننده بوده است, پس سئوال اينست كه بهتر نيست كه اين مانورها و رزمايشهاي اقتدار نظام!! را از خيابانهاي تهران به خيابانهاي پاريس, لندن, برلين, رم و... ببرند تا خطر اين ”گروهك مضمحل شده” را جوابگو باشند؟ واقعيت اينست كه در پهنه هاي مختلف داخلي و بين المللي فاز اضمحلال اين موجود محتضر و درمانده به عيان ديده مي شود و در قبال پريشان گويي آنان لازم به توضيح واضحات نيست. اما اين به اصطلاح تشكل ان.جي.او يعني ”كانون هابيليان” ارگان خاص اطلاعات آخوندي براي وارد آوردن انواع و اقسام فشارها بر اشرف و مجاهدان سرفراز آن ساخته شده بود. بهمين منظور طي ساليان اخير ميليونها دلار خرج كرده و هيأتهاي مختلفي را از عراق به ايران و سر قبر خميني برده تا بلكه بتواند اهرم فشاري باشد عليه اشرف. بگذريم كه هيچ آبي براي آنان گرم نشده است, اما عليرغم اين وضعيت, بشدت در تلاش هستند كه ارتباط خودشان را از وزارت بدنام اطلاعات مخفي كنند, بهمين دليل اين مهرة اطلاعات آخوندها در همين مصاحبه با حماقت خاصي مي گويد ”...نظرمان رسيد...كه بيائيم يك سازمان غيردولتي (NGO) را تشكيل بدهيم و با دنيا به عنوان قرباني تروريسم حرف بزنيم...”. سئوال از اين موجود ابله اينست كه بابايت يك آخوندك شيادي بوده و در جوار بهشتي و قدوسي و... خميني قرار گرفته است, اين همه پول و در آمد از كجا تامين مي شود كه ميليونها دلار خاصه خرجي مي كنيد؟ شماري ازهمين مسافرين تورهاي ”قبر خميني- هابيليان” بعد از بازگشت مي گفتند ما ”تازه بعد از اين سفر و خرج پولهاي كلان توسط اطلاعات ايران و... فهميديم كه مجاهدين تا كجا براي آنان بعنوان كابوس وحشتناكي هستند...” اما آنان مطابق وقاحت آخوندي باز هم مي گويند كه ما NGO هستيم.” به قاطر گفتند بابايت كيست؟ گفت اسب آقا دائيم است”. اين در حالي است كه اغلب اقشار مختلف مردم عراق و حتي بسياري از روشنفكران خاورميانه به عيان فهميده اند كه اين ارگان شعبه يي از اطلاعات آخوندها است و مأموريت آنان فقط عليه اشرفيان است و بس. اما واقعيت اساسي و پايه اي اين همه رطب و يابس و مهمل بافي آخوندها و مزدوران رنگارنگ اطلاعات آنان, ناشي از ايستادگي تمام عيار اشرف عليه آخوندها بوده كه آنان را در زمينه هاي مختلف داخلي, منطقه اي و بين المللي به محاصره در آورده است, منجمله سرمايه و بانك پايه يي آخوندها در عراق يعني ”شيعه” را زده و در حال كشيدن فرش زير پاي آنها دركل عراق هستند. بله اشرف و مجاهدانش اين همه را با پرداخت قيمت فوق العاده سنگين, با ايستادگي بر سر اصول و خطوطي كه راهبر پاكباز آنان از سه دهه قبل ترسيم كرده بود و با تحمل بمبارانها و انواع توطئه هاي كثيف, كل نظام فاسد آخوندي را به بن بست مرگباري كشانده است. اشرفي كه به قول آخوندها بايد نابود مي شد, اما با تمام توان براي سرنگوني آخوندها درتلاش است. لذا ديگر دكانهاي معركه گيري وزارت اطلاعات مانند هابيليان و نجات و..... به ابزار زنگ زده يي تبديل شده اند و آيندة بسيار تيره و تاريك آخوندها, همه دسته جات آنان را به وحشت انداخته است. اوج گيري تماشايي و بي سابقه جنگ گرگها, ناشي از اين انعكاس مقاومت اشرف و كل مقاومت و خلق محبوب آنان است كه دو پاي استراتژيك نظام يعني سركوب داخلي و صدور بحران به خارجه را تقريبا فلج كرده اند. آخر فاز تهاجم ماكزيمم مقاومت عليه كليت نظام آخوندي است, بهمين دليل گرگها براي دريدن همديگر روبروي هم صف آرايي كرده اند. واقعيت اينست كه دوران مفت خوري خاص آخوندها از جمله دخالتهاي افسار گسيخته در عراق رو به پايان است, دوران مفت خوري از حراج نفت به پايان رسيده و اين نوع دست و پا زدنها ناشي از فاز پاياني است, دور نيست كه خلق و ميهن از لوث وجود اين جانيان فاسد و جنايتكار پاك شود. هادي نخجيري آبان 87
|